حسين شهيدى مازندرانى

37

سرگذشت تهران ( فارسى )

هزار تومان دارى . لوطى صالح عرض كرده بود : - به خدا قسم زياده بر هشت هزار تومان ندارم و مىدهم . فرموده بودند اين مبلغ از او گرفته شود . روز ديگر او را خواسته فرمودند : - مىبايد در حق تو رفتارى شود كه ديگر روى رفتن به مجالس و صحبت مضاحك را نداشته باشى . حكم شد دماغ او را بريدند . بعد از بريدن دماغ ، چون لوطى صالح آشناى ايام گرفتارى بود ، باز جرأت نموده عرض كرد ديدى كه خداى تعالى در وجودت گذشت نيافريده ؟ آغا محمد شاه فرمودند آنچه از او گرفته شده بود رد كردند و فرمودند برو به عتبات مجاورت اختيار كن . زيرا مىترسم باز طرف غضب من واقع شوى و حرف تو راست شود . لوطى صالح ، بدون آنكه دينارى ضرر مالى تحمل كند ، با همان دماغ بريده در كمال تردماغى ، رفت و در مشهد كاظمين عليهما السلام تا زمان وفات مجاورت داشت . » « 1 » سلطنت فتحعليشاه قاجار پس از كشته شدن آغا محمد خان ، فتحعليشاه بر تخت شاهى نشست و در دوران طولانى حكومت همين پادشاه بود كه بخشهاى مهمى از ايران ، ازجمله شانزده شهر قفقاز در جنگهاى ايران و روس جدا شد و از دست رفت . نتيجهء اين جنگها دو عهدنامهء ننگين گلستان و تركمن‌چاى بود كه آثار شوم آن تا پايان دورهء قاجاريه و حتى پس از آن نيز ادامه داشت . عبد اللّه مستوفى دربارهء اين جنگها مىنويسد : « تنها كارى كه فتحعليشاه در ايام جنگ بين ايران و روس مىكرد ، اين بود كه در فصل تابستان در چمن سلطانيه اردويى برقرار مىنمود و خود هم در اين اردو مقيم مىشد . مقصود از تشكيل اين اردو تهيهء مقدمات و تحشيد قوا براى فرستادن به حدود آذربايجان بود . ولى شاهزاده‌ها در فرستادن نيرو از قلمروهاى تحت حكومت خود اكثر كوتاه مىآمدند و به اوامر ملوكانه در اين زمينه بندى نمىبستند . شايد قسمتى از اين سهل‌انگارى هم از راه حسد براى وارد كردن شكست به برادر خود عباس ميرزا بوده است ! به طورى كه بيچاره نايب السلطنه جز قشون آذربايجان و همّت سركردگان و فداكارى آنها نيروى ديگرى در دسترس خود نداشته است .

--> ( 1 ) . تاريخ عضدى ، ص 165 - 166 ، و همچنين شرح حال رجال ايران ، مهدى بامداد ، 6 جلد ، جلد 6 ، ص 122 - 123 .